عبدالجباربن زين العابدين شكوئى

26

مصباح الحرمين ( فارسى )

پناهگاه بگردد ، مثل اهل محشر در احوال و اطوار ايشان از جهت تحيّر و واماندگى ايشان به خاطر امتحان بندگان و عبادتهايشان و گردن گذاشتن بر اوامر و نواهى الهيّه . الغَرَض ؛ براى حجّ اسرار و فوايد بسيار است و ممكن نيست تعداد و شمارهء آن ؛ هر چند مُلحدان و بد طينتان مخفى داشته ، به مقام انكار آيند ؛ مثل ابن ابى العوجاء و امثال آن از كسانى كه شقاوت و معاصى ايشان را به درجه‌اى رسانيده كه بِالمرّة « 1 » راه هدايت بر روى آنها مسدود ، و مُهر كورى بر دل آنها زده شده ، و همواره حق در نظر آنها بىوقع « 2 » و سست بوده ، به مرتبه‌اى كه مسلوب التوفيق شده‌اند [ و ] ديگر استعداد پذيرايى حق بر آن نمانده و شيطان لعين را براى خود مُطاع و فرمانفرما قرار داده‌اند كه داخل مىكند آنها را به مَهلَكه‌هاى « 3 » عصيان و گردن‌كشى ، و ديگر بيرون نياورَد . چنانچه ابن ابى العوجاء مذكور كه از تلامذهء حسن بصرى بود و لكن از توحيد منحرف و زنديق شد و آمد به مكّهء معظّمه متمرّداً « 4 » ، و از روى انكار كسانى را كه حج مىنمودند مىنگريست و كار او به جايى رسيد كه علما از مجالست او دورى مىكردند ، پس آمد خدمت حضرت صادق عليه السلام و نشست در ميان جماعتى از اصحاب و گفت : يا اباعبداللَّه ، مجلس ما امانات است و هر كه حاجتى داشته باشد بايد سؤال كند ، مرا اذن مىدهى كه با تو سخن بگويم ؟ فرمود : بگو . پس گفت به عباراتى كه مضمون آنها اين است : تا چند مىگرديد حول اين خرمن و پناه مىبريد بر اين پاره‌سنگ و عبادت مىكنيد اين خانه را كه ساخته شده است از آجر و گِل ، و مىدويد و هروله مىكنيد مانند شترى كه گريخته باشد ؟ هر كه تفكّر كند و نظر نمايد به اندازه‌اى « 5 » در او ، رد مىداند كه اين كارى است كه محكم كرده است آن را كسى كه حكمت نداشته و صاحب عقل و نظر نبوده ، جواب مرا بگو كه تو راستى در اين امر ، و سرآمدى بر همهء اهل اين مذهب ، و پدر

--> ( 1 ) - بِالْمَرَّة : تماماً ، از همه جهت . لغت نامه . ( 2 ) - وَقَع : قدر و منزلت . لغت نامه . [ بىوقع : بىقدر و منزلت ] . ( 3 ) - مَهْلَكِه يا مَهلَكَه : جاى هلاك ، موضع نابودى و تباهى . لغت نامه . ( 4 ) - مُتَمَرِّد : سركش و نافرمان . لغت نامه . ( 5 ) - عبارت متن « و به اندازه » . م .